تبلیغات
پورتال گیتاریست - مطالب ابر رمان زیبا
 

دانلود رمان هما پور اصفهانی به نام سیگار شکلاتی برای موبایل

خلاصه داستان رمان سیگار شکلاتی:
پاکت سیگار … 
ضربه ای به زیر پاکت … بالا پریدن یک نخ سیگار از جلد زرورقی … آن را با دو انگشت بیرون می کشد،
می گذارد کنج لبش و با آتشی که سرد تر از آتش جهنم زندگیش است روشنش می کند، همزمان پک می زند … عمیق … با همه رگ و پی تنش … سر سیگار سرخ و داغ می شد و قلب او آبی و خنک … طعم گسش اول حنجره اش را خراش می دهد و بعد از آن قلبش را در هم می فشارد، فیلتر شکلاتی سیگار دهنش رو خوش طعم میکند اما همزمان طعم تلخ دود اخمهایش را در هم می کشد … اما چیست این لذتی که باعث می شود پک دوم را محکم تر بزند و خط اخمی بین پلک هایش بنشاند؟ بوی شکلات داغ اطرافش را پر می کند، همان بویی که سالهاست اتاقش را عطر آگین کرده … همان بویی که سالهاست همراه عطرهایش شده … باز هم پکی دیگر و باز اسیر لذت می شود … در این لذت کسی را سهمیم نمی کند مگر کسی که لذت کشیدنش را چشیده باشد و درکش کند! پک بعدی را لطیف تر می زند و باز هم توی ذهنش … نه توی واقعیت … فریاد می زند: «آهای شما! شما که نمی دانید من کیستم، چیستم، در ذهنم در دلم چه می گذرد چرا ادعایتان می شود؟!! فکر می کنید هر چه زندگی را تلخ تر کنید بر من سخت تر می گذرد؟ سخت در اشتباهید … زندگی من تلخ است اما به تلخی یک پک سیگار … تلخ و پر از لذت که حاضر نیستم در آن سهیمتان کنم … این تلخی و آن لذت همه متعلق به من است … تا آخرین لحظه زندگیم» اوست شاه جوانمردی که هرگز و هرگز با ناجوان مردی کسی را روی کرسی قضاوت نمی نشاند … اما سالهاست خودش را روی کرسی نشانده اند و دم به دم حکم اعدامش را می دهند … طناب به دور گلویش حلقه می کنند … جانش را از حنجره اش بیرون می کشند و لحظه آخر دستور ایست می دهند … عفوش می کنند … اما باز فردا روز از نو روزی از نو …
دیدمت …. آویزان … با پاهای کبود … روحت آزرده بود، روح پاکت را به سلاخی کشیدند، طاقت نیاوردی، پس جسمت را نیز آزرده ساختی تا ببری از این دنیا … بریدی اما پس من چه؟! من چه کنم بی تو وقتی بی تو بودن را یاد نگرفته ام! تو می دانی که بی تو هیچ نیستم اما می بری. از من و از هر چه که تو را نابود کرد … پس نابود می کنم … نابود می کنم هر آنچه نابودت کرد … محکم بودن را یادت ندادم … شکستی … پس می خواهم جای تو هم محکم باشم … جای تو هم زندگی کنم و ببرم نفس کسانی را که نفست را بریدند … می خواهم زن نباشم … می خواهم یک تنه مبارزه کنم … برای تو … برای خونی که در تنت منجمد شد و جانت را گرفت … منی که شاهزاده بودم … منی که خالص بودم … حال به خاطر تو و بازگردان آرامشت، می خواهم اسیر باشم و ناخالص …
 

دریافت رایگان رمان برای آندروید:

roman-sigare-shokolat.apk

 






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان هما پور اصفهانی به نام سیگار شکلاتی برای موبایل

خلاصه داستان رمان سیگار شکلاتی:
پاکت سیگار … 
ضربه ای به زیر پاکت … بالا پریدن یک نخ سیگار از جلد زرورقی … آن را با دو انگشت بیرون می کشد،
می گذارد کنج لبش و با آتشی که سرد تر از آتش جهنم زندگیش است روشنش می کند، همزمان پک می زند … عمیق … با همه رگ و پی تنش … سر سیگار سرخ و داغ می شد و قلب او آبی و خنک … طعم گسش اول حنجره اش را خراش می دهد و بعد از آن قلبش را در هم می فشارد، فیلتر شکلاتی سیگار دهنش رو خوش طعم میکند اما همزمان طعم تلخ دود اخمهایش را در هم می کشد … اما چیست این لذتی که باعث می شود پک دوم را محکم تر بزند و خط اخمی بین پلک هایش بنشاند؟ بوی شکلات داغ اطرافش را پر می کند، همان بویی که سالهاست اتاقش را عطر آگین کرده … همان بویی که سالهاست همراه عطرهایش شده … باز هم پکی دیگر و باز اسیر لذت می شود … در این لذت کسی را سهمیم نمی کند مگر کسی که لذت کشیدنش را چشیده باشد و درکش کند! پک بعدی را لطیف تر می زند و باز هم توی ذهنش … نه توی واقعیت … فریاد می زند: «آهای شما! شما که نمی دانید من کیستم، چیستم، در ذهنم در دلم چه می گذرد چرا ادعایتان می شود؟!! فکر می کنید هر چه زندگی را تلخ تر کنید بر من سخت تر می گذرد؟ سخت در اشتباهید … زندگی من تلخ است اما به تلخی یک پک سیگار … تلخ و پر از لذت که حاضر نیستم در آن سهیمتان کنم … این تلخی و آن لذت همه متعلق به من است … تا آخرین لحظه زندگیم» اوست شاه جوانمردی که هرگز و هرگز با ناجوان مردی کسی را روی کرسی قضاوت نمی نشاند … اما سالهاست خودش را روی کرسی نشانده اند و دم به دم حکم اعدامش را می دهند … طناب به دور گلویش حلقه می کنند … جانش را از حنجره اش بیرون می کشند و لحظه آخر دستور ایست می دهند … عفوش می کنند … اما باز فردا روز از نو روزی از نو …
دیدمت …. آویزان … با پاهای کبود … روحت آزرده بود، روح پاکت را به سلاخی کشیدند، طاقت نیاوردی، پس جسمت را نیز آزرده ساختی تا ببری از این دنیا … بریدی اما پس من چه؟! من چه کنم بی تو وقتی بی تو بودن را یاد نگرفته ام! تو می دانی که بی تو هیچ نیستم اما می بری. از من و از هر چه که تو را نابود کرد … پس نابود می کنم … نابود می کنم هر آنچه نابودت کرد … محکم بودن را یادت ندادم … شکستی … پس می خواهم جای تو هم محکم باشم … جای تو هم زندگی کنم و ببرم نفس کسانی را که نفست را بریدند … می خواهم زن نباشم … می خواهم یک تنه مبارزه کنم … برای تو … برای خونی که در تنت منجمد شد و جانت را گرفت … منی که شاهزاده بودم … منی که خالص بودم … حال به خاطر تو و بازگردان آرامشت، می خواهم اسیر باشم و ناخالص …
 

دریافت رایگان رمان برای آندروید:

roman-sigare-shokolat.apk

 






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

رمان توسکا

 

رمان مخصوص موبایل توسکا | هما پوراصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلـــــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلـــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه :دختری از جنس همه دخترا … که ناخواسته وارد راهی می شه که براش خیلی چیزا به وجود می یاره … شهرت … رقابت … ثروت … و چیزی که توی عقلش هم نمی گنجید هیچ وقت … عشق!!! عشقی از نوع ناب در روزگاری که نامش هم کیمیاست ..






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

رمان توسکا

 

رمان مخصوص موبایل توسکا | هما پوراصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلـــــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلـــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه :دختری از جنس همه دخترا … که ناخواسته وارد راهی می شه که براش خیلی چیزا به وجود می یاره … شهرت … رقابت … ثروت … و چیزی که توی عقلش هم نمی گنجید هیچ وقت … عشق!!! عشقی از نوع ناب در روزگاری که نامش هم کیمیاست ..






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


 

رمان قرار نبود-هما پور اصفهانی


دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه:داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دوسال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور هست
مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیز جون )زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده
ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا،به خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه،دیگه بقیه شو خودتون بخونید خیلی قشنگه.






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


 

رمان قرار نبود-هما پور اصفهانی


دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلــــــــــــــــــــــــود برای آندروید

دانلــــــــــــــــــــــــــــود برای pdf

خلاصه:داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دوسال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور هست
مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیز جون )زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده
ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا،به خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه،دیگه بقیه شو خودتون بخونید خیلی قشنگه.






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

هما پوراصفهانی

رمان تقاص

دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــود برای آنروید

دانلــــــــــــــــــــــود برای pdf

دانلـــــــــــــــــــــود برای تبلت وآیفون

خلاصه:

سالها پیش ... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ... شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود ... اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ... باید تقاص پس بدهیم ... هم من هم تو ... تقاص گناهی که نکردیم ... تو به من استواری را یاد بده! من شکننده ام ... من از جنس بلورم ... من لطیفم ... نگذار بشکنم ... برای شکستنم زود است! دستم را بگیر ... تنهایم نگذار ... نگذار این تقاص بی رحمانه روحمان را به کشتن بدهد ... نگذار ... بگذار این زنجیره گسسته را من و تو پیوند بزنیم ... بگذار این کینه ها را از بین ببریم ... بیا با هم باشیم که تو از منی و من از تو ... تو نیمه دیگر وجودمی ... کسی هستی که قبل از دیدنت می شناختمت ... حست می کردم ... با من بمان ... این تقاص حق من و تو نیست ... هیچ وقت باور نمی کنم که بلور وجودت شکسته باشد ... همان خورده شیشه ای که بقیه می گویند را تو نداری ... نه نداری ... منم ندارم ... نمی خواهم باور کنم که تو وسیله ای شدی برای تقاص پس گرفتن ... نگو که دارم خودم را گول می زنم! شاید تو خودت خواستی ... شاید هم نه! شاید فولاد آب دیده شدی زیر بار غم این عشق ... بین دو راهی و تردید گیر افتاده ام ... بین مرد بودن و نامرد بودن تو ... کمکم کن ... این راه که می روی به ترکستان است ... شاید هم نه ... قسمت است ... هر چه که هست من خود را به دست تو می سپارم ... تو برو و مرا بکش به هر سو که دوست داری ... من را با قسمتم پیوند بزن و خودت را با ....


چه خلاصه ای شد! کل رمان توش گنجونده شده ها! اما نیاز به اندکی تاملات داره



مقدمه:

تواون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل ها به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنِینی
پریزاد عشقو مه اسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من شکفتی و گفتی: از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق، تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم: ای وای, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستم خبر داری یا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

هما پوراصفهانی

رمان تقاص

دانلــــــــــــــــــــــود برای جاوا

دانلـــــــــــــــــــــــود برای آنروید

دانلــــــــــــــــــــــود برای pdf

دانلـــــــــــــــــــــود برای تبلت وآیفون

خلاصه:

سالها پیش ... وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ... شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود ... اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ... باید تقاص پس بدهیم ... هم من هم تو ... تقاص گناهی که نکردیم ... تو به من استواری را یاد بده! من شکننده ام ... من از جنس بلورم ... من لطیفم ... نگذار بشکنم ... برای شکستنم زود است! دستم را بگیر ... تنهایم نگذار ... نگذار این تقاص بی رحمانه روحمان را به کشتن بدهد ... نگذار ... بگذار این زنجیره گسسته را من و تو پیوند بزنیم ... بگذار این کینه ها را از بین ببریم ... بیا با هم باشیم که تو از منی و من از تو ... تو نیمه دیگر وجودمی ... کسی هستی که قبل از دیدنت می شناختمت ... حست می کردم ... با من بمان ... این تقاص حق من و تو نیست ... هیچ وقت باور نمی کنم که بلور وجودت شکسته باشد ... همان خورده شیشه ای که بقیه می گویند را تو نداری ... نه نداری ... منم ندارم ... نمی خواهم باور کنم که تو وسیله ای شدی برای تقاص پس گرفتن ... نگو که دارم خودم را گول می زنم! شاید تو خودت خواستی ... شاید هم نه! شاید فولاد آب دیده شدی زیر بار غم این عشق ... بین دو راهی و تردید گیر افتاده ام ... بین مرد بودن و نامرد بودن تو ... کمکم کن ... این راه که می روی به ترکستان است ... شاید هم نه ... قسمت است ... هر چه که هست من خود را به دست تو می سپارم ... تو برو و مرا بکش به هر سو که دوست داری ... من را با قسمتم پیوند بزن و خودت را با ....


چه خلاصه ای شد! کل رمان توش گنجونده شده ها! اما نیاز به اندکی تاملات داره



مقدمه:

تواون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل ها به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنِینی
پریزاد عشقو مه اسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من شکفتی و گفتی: از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق، تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم: ای وای, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستم خبر داری یا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری....






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

رمان سیاه روشن از پ.زرین

 

 

:نام کتاب:سیاه روشن

:نویسنده:پ.زرین(کاربر تک سایت)

 حجم کتاب:۲٫۵۷  مگابایت پی دی اف و ۱٫۰۸  مگابایت اندروید و ۰٫۹۷ مگابایت جاواو ۲۴۲ کیلو بایت epub

:خلاصه ی داستان:

یه صدایی بهم میگه حرف بزن اما من مهره سکوت به این لبا زدم هزار انگشت اتهام سمتمه اما من باز حرف نمی زنم یعنی اون موقع که باید حرف میزدم کسی ازم نخواست یه روز یه آدم غرورمو شکست منم از اون روز غرور شیشه ایم رو با سنگ بازسازی کردم
این قصه منه دختری که شاید خیلیا فکر کنن هیچ غمی تو این دنیا نداره
اما دارم خیلی غم دارم خیلی حرف دارم قد یه کوه
یه دفعه همه حرفا زده شد همه چیز روشن شد بین این همهمه ها یه چیزایی روشن میشه که باعث تغییر دید یه آدم نسبت به غرورش و زندگیش میشه

 

:فرمت کتاب:pdf,java,apk,epub

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت پی دی اف

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت اندروید

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت جاوا

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت epub

قسمتی از متن رمان:

اَه،لعنتی الان وقت پنچرشدن بودانگارمن اصلا امروز رومود شانس نیستم این ازتصادفی که همکارگرام شهره جون انجام دادن وماشین نوام روداغون کرد اینم ازالان که تواین بارون این ماشین لعنتی بایدپنچربشه حالا چیکارکنم؟حتی یه پالتویایه چترم همراهم نیست تو الان بگیرم رو سرم کمترخیس بشم تو ماشین هم که نمیشه نشست اومدیم تاصبح بارون بند نیومد خدایادمت گرم آخه امروزچرابامن لج کردی من نمیدونم
همینطورکه غرغرمی کردم وبه زمین وزمان بدوبیراه میگفتم ازماشین پیاده شدم خداییش بدجورداشت بارون میومد توی بهاریه همچین بارونی همیشه بعید بود منم بخاطره گرمی هوا یه مانتوی معمولی تنم بود مطمئن بودم درعرض چنددقیقه موش آب کشیده میشم رفتم ازصندوق ماشین جک وآچارای مخصوص عوض کردن چرخ وزاپاس روبرداشتم برام اینجورکارا آسون بودباباهمیشه منو مثل یه مرد بارآورده بود برای همین برام هیچ کاری سخت نبود کنارچرخ مجبوری زانو زدم من که خیس شده بودم این دیگه مهم نبود اصلا
دستام ازسرما کرخ شده بود واقعا دیگه حس تو دستام نبود کم کم شروع کردم به جایگذاری جک وبازکردن قالپاق و پیچ چرخ دوتا ازپیچ هارو که بازکردم دستام دیگه جون نداشت یه کم ها کردم که کمی گرم بشه درهمین حین متوجه ماشینی شدم که داشت بهم نزدیک میشد این ماشین ازاون ماشینای جیگری بود که نگاهارو خیره میکرد یه پورشه سفید آروم کنار ماشینم نگه داشت بیخیاله نگاه کردن به اون ماشین ومشغوله بدبختی خودم شدم شیشه پورشه پایین اومد کسی سرش روازماشین بیرون آورد سرم روبلند کردم بادیدن مردی که داشت بهم نگاه می کرد اخمم رو توی هم کردم دوباره سرم رو پایین انداختم درماشین باز شد کفشهای مردی کنارم دیدم دوباره سرم رو بالا آوردم اون مرد خم شده بود تاسرش نزدیکم باشه وقتی دید نگاش می کنم به حرف اومد
– خانم مشکلی پیش اومده
– بله می بینید که
وبادستم به چرخ اشاره کردم دوباره گفت :
– کمک می خواید
– نه خیلی ممنون خودم ازپسش برمیام
– اما شما حسابی خیس شدید حسابی سردتون شده
– خب شما هم بفرمایید توماشینتون که مثل من نشید
اخماش رفت توی هم
– این اصلا رفتار مناسبی نیست باکسی که می خواد بهتون کمک کنه
دستاش جلواومد وآچار رو ازم گرفت
– شما بلند شید برید توی ماشین من بشینید اینجوری یخ می زنید
– نه خیلی ممنون
– به سمت ایستگاه اتوبوسی که همون نزدیک بود رفتم وزیرسایه بونش ایستادم تا از شر بارون خلاص بشم ازاونجاخیلی راحت می تونستم اون مرد وماشینشو ببینم نگام ازدستاش به سمت صورتش رفت صورت صاف و تقریبا سفید و ته ریش داشت بینی خوش فرم چشمای کشیده رنگ چشماش روشن بود اما دقیق نمیشد گفت چه رنگیه لبای خوش فرمی داشت خوش قیافه بود البته برای دختری که پول وقیافه براش مهم باشه نه یکی مثل من که دیگه فقط داره زندگی می کنه یه آدم بی حس و چوبی نگام به سمت ماشین رفت درب سمت راننده باز شد مرد دیگه ای ازش خارج شد و به سمت ناجی من رفت

– بهراد چیکار داری می کنی ۲ ساعته؟
– مگه نمی بینی؟ دارم چرخ ماشین خانم رو عوض می کنم
– ول کن بابا تو هم من نمی دونم تو چرا همیشه حس انسان دوستیت الکی گل می کنه
– بابا ساکت شو اونجاوایستاده میشنوه
– اون که تا الان پشتش به من بود به سمتم برگشت ووووو اینا به صورت اپیدمی خوشگلنا چه وضعشه؟ والا خدا یاخوشگلی نمی ده یا اگه میده همه رو به یکی میده قیافه اش به حدی جذاب بود که چشم هرکسی رو خیره می کرد بعدانگار به زمان حال برگشتم همون آدم بی حس همون بی تفاوت همیشگی دوباره نگاش کردم با یه نگاه تحقیر آمیزی بهم نگاه کرد این نگاه همیشه آزارم می داد ازاینکه کسی اینجوری نگام بکنه متنفربودم به سمتم






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : امیرحسین جباری

رمان سیاه روشن از پ.زرین

 

 

:نام کتاب:سیاه روشن

:نویسنده:پ.زرین(کاربر تک سایت)

 حجم کتاب:۲٫۵۷  مگابایت پی دی اف و ۱٫۰۸  مگابایت اندروید و ۰٫۹۷ مگابایت جاواو ۲۴۲ کیلو بایت epub

:خلاصه ی داستان:

یه صدایی بهم میگه حرف بزن اما من مهره سکوت به این لبا زدم هزار انگشت اتهام سمتمه اما من باز حرف نمی زنم یعنی اون موقع که باید حرف میزدم کسی ازم نخواست یه روز یه آدم غرورمو شکست منم از اون روز غرور شیشه ایم رو با سنگ بازسازی کردم
این قصه منه دختری که شاید خیلیا فکر کنن هیچ غمی تو این دنیا نداره
اما دارم خیلی غم دارم خیلی حرف دارم قد یه کوه
یه دفعه همه حرفا زده شد همه چیز روشن شد بین این همهمه ها یه چیزایی روشن میشه که باعث تغییر دید یه آدم نسبت به غرورش و زندگیش میشه

 

:فرمت کتاب:pdf,java,apk,epub

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت پی دی اف

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت اندروید

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت جاوا

 :دانلود رمان سیاه روشن از پ.زرین با فرمت epub

قسمتی از متن رمان:

اَه،لعنتی الان وقت پنچرشدن بودانگارمن اصلا امروز رومود شانس نیستم این ازتصادفی که همکارگرام شهره جون انجام دادن وماشین نوام روداغون کرد اینم ازالان که تواین بارون این ماشین لعنتی بایدپنچربشه حالا چیکارکنم؟حتی یه پالتویایه چترم همراهم نیست تو الان بگیرم رو سرم کمترخیس بشم تو ماشین هم که نمیشه نشست اومدیم تاصبح بارون بند نیومد خدایادمت گرم آخه امروزچرابامن لج کردی من نمیدونم
همینطورکه غرغرمی کردم وبه زمین وزمان بدوبیراه میگفتم ازماشین پیاده شدم خداییش بدجورداشت بارون میومد توی بهاریه همچین بارونی همیشه بعید بود منم بخاطره گرمی هوا یه مانتوی معمولی تنم بود مطمئن بودم درعرض چنددقیقه موش آب کشیده میشم رفتم ازصندوق ماشین جک وآچارای مخصوص عوض کردن چرخ وزاپاس روبرداشتم برام اینجورکارا آسون بودباباهمیشه منو مثل یه مرد بارآورده بود برای همین برام هیچ کاری سخت نبود کنارچرخ مجبوری زانو زدم من که خیس شده بودم این دیگه مهم نبود اصلا
دستام ازسرما کرخ شده بود واقعا دیگه حس تو دستام نبود کم کم شروع کردم به جایگذاری جک وبازکردن قالپاق و پیچ چرخ دوتا ازپیچ هارو که بازکردم دستام دیگه جون نداشت یه کم ها کردم که کمی گرم بشه درهمین حین متوجه ماشینی شدم که داشت بهم نزدیک میشد این ماشین ازاون ماشینای جیگری بود که نگاهارو خیره میکرد یه پورشه سفید آروم کنار ماشینم نگه داشت بیخیاله نگاه کردن به اون ماشین ومشغوله بدبختی خودم شدم شیشه پورشه پایین اومد کسی سرش روازماشین بیرون آورد سرم روبلند کردم بادیدن مردی که داشت بهم نگاه می کرد اخمم رو توی هم کردم دوباره سرم رو پایین انداختم درماشین باز شد کفشهای مردی کنارم دیدم دوباره سرم رو بالا آوردم اون مرد خم شده بود تاسرش نزدیکم باشه وقتی دید نگاش می کنم به حرف اومد
– خانم مشکلی پیش اومده
– بله می بینید که
وبادستم به چرخ اشاره کردم دوباره گفت :
– کمک می خواید
– نه خیلی ممنون خودم ازپسش برمیام
– اما شما حسابی خیس شدید حسابی سردتون شده
– خب شما هم بفرمایید توماشینتون که مثل من نشید
اخماش رفت توی هم
– این اصلا رفتار مناسبی نیست باکسی که می خواد بهتون کمک کنه
دستاش جلواومد وآچار رو ازم گرفت
– شما بلند شید برید توی ماشین من بشینید اینجوری یخ می زنید
– نه خیلی ممنون
– به سمت ایستگاه اتوبوسی که همون نزدیک بود رفتم وزیرسایه بونش ایستادم تا از شر بارون خلاص بشم ازاونجاخیلی راحت می تونستم اون مرد وماشینشو ببینم نگام ازدستاش به سمت صورتش رفت صورت صاف و تقریبا سفید و ته ریش داشت بینی خوش فرم چشمای کشیده رنگ چشماش روشن بود اما دقیق نمیشد گفت چه رنگیه لبای خوش فرمی داشت خوش قیافه بود البته برای دختری که پول وقیافه براش مهم باشه نه یکی مثل من که دیگه فقط داره زندگی می کنه یه آدم بی حس و چوبی نگام به سمت ماشین رفت درب سمت راننده باز شد مرد دیگه ای ازش خارج شد و به سمت ناجی من رفت

– بهراد چیکار داری می کنی ۲ ساعته؟
– مگه نمی بینی؟ دارم چرخ ماشین خانم رو عوض می کنم
– ول کن بابا تو هم من نمی دونم تو چرا همیشه حس انسان دوستیت الکی گل می کنه
– بابا ساکت شو اونجاوایستاده میشنوه
– اون که تا الان پشتش به من بود به سمتم برگشت ووووو اینا به صورت اپیدمی خوشگلنا چه وضعشه؟ والا خدا یاخوشگلی نمی ده یا اگه میده همه رو به یکی میده قیافه اش به حدی جذاب بود که چشم هرکسی رو خیره می کرد بعدانگار به زمان حال برگشتم همون آدم بی حس همون بی تفاوت همیشگی دوباره نگاش کردم با یه نگاه تحقیر آمیزی بهم نگاه کرد این نگاه همیشه آزارم می داد ازاینکه کسی اینجوری نگام بکنه متنفربودم به سمتم






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور با فرمت پی دی اف

http://up.tak-site.com/images/m2iea5lwgmco34ke3np.jpg

:نام کتاب:دریا

:نام نویسنده: ماندانا معینی ، م.مودب پور

:حجم: PDF : 4.24mg |  java :651kb | apk:1.3mg

:خلاصه رمان:

دریا دختر بسیار زیبا و باهوشی است در دانشگاه با پسری زیبا به نام فریبرز اشنا می شود فیبرز به او می گوید که از خانواده ای ثروتمند است ولی بعدا دریا متوجه دروغ گویی او می شود ولی با این حال او را می بخشد و برای کمک به او از هیچ کاری خود داری نمی کند به او درس می دهد و در کنار ان به بچه های دیگر هم درس می دهد تا به وسیله ان پول به فریبز کمک کند و در برابر مخالفت های خانواده اش برای ازدواج با فریبز می ایستد ولی پس از ازدواج ……..

 

:فرمت: PDF , JAVA , APK

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت pdf

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت java

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت apk

دیگر رمان های م.مودب پور

رمان شیرین از م.مودب پور

رمان پریچهر از م.مودب پور

رمان گندم از م.مودب پور

رمان یاسمین از م.مودب پور

رمان یلدا از م.مودب پور

رمان رکسانا از م.مودب پور

رمان خواستگاری یا انتخاب از م.مودب پور

بیوگرافی مرتضی مودب پور

قسمتی از رمان:

اولین روز دانشگاهه!دانشگاه تهران!یه آرزو !»

جلوی در اصلی دانشگاه وایستادم!ترسیدم!جرات نمی کنم برم تو!جلوی در دانشگاه واستادم و به سر در قشنگش نگاه می کنم!

همیشه آرزوی یه همچین روزی رو داشتم!

حالا اون روز شده اما من می ترسم!

یه لحظه چشمامو بستم و به خودم گفتم:

-تو دریا هستی!پر اراده و شجاع!با پشتکار زیاد!آروم اما سخت کوش!وقتی هم که عصبانی

دیگه چیزی جلودارش نیست!پس برو تو!و رفتم تو!

تا از در دانشگاه وارد شدم،چند تا سال آخری جلوی در وایستاده بودن.نمی دونستم باید کجا

برم.رفتم جلوتر و از یکی از اون پسرا پرسیدم :

-ببخشید آقا،من سال اولی م،می شه بفرمایین من کجا باید برم؟

« : تا اینو گفتم،اونم معطل نکرد و گفت

-قربون من!

« ! یه دفعه همشون زدن زیر خنده !مونده بودم چی جوابشو بدم

بغض گلومو گرفته بود.چیزی نمونده بود بزنم زیر گریه ،اما جلو خودم رو گرفتم و محکم

واستادم و بهشون نگاه کردم که یکیشون با خنده گفت که این فقط یه شوخی بوده و همگی

با من راه افتادن و با خنده و شوخی،منو رسوندن جلو دانشکده ام

رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور با فرمت پی دی اف

http://up.tak-site.com/images/m2iea5lwgmco34ke3np.jpg

:نام کتاب:دریا

:نام نویسنده: ماندانا معینی ، م.مودب پور

:حجم: PDF : 4.24mg |  java :651kb | apk:1.3mg

:خلاصه رمان:

دریا دختر بسیار زیبا و باهوشی است در دانشگاه با پسری زیبا به نام فریبرز اشنا می شود فیبرز به او می گوید که از خانواده ای ثروتمند است ولی بعدا دریا متوجه دروغ گویی او می شود ولی با این حال او را می بخشد و برای کمک به او از هیچ کاری خود داری نمی کند به او درس می دهد و در کنار ان به بچه های دیگر هم درس می دهد تا به وسیله ان پول به فریبز کمک کند و در برابر مخالفت های خانواده اش برای ازدواج با فریبز می ایستد ولی پس از ازدواج ……..

 

:فرمت: PDF , JAVA , APK

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت pdf

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت java

:دانلود رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور فرمت apk

دیگر رمان های م.مودب پور

رمان شیرین از م.مودب پور

رمان پریچهر از م.مودب پور

رمان گندم از م.مودب پور

رمان یاسمین از م.مودب پور

رمان یلدا از م.مودب پور

رمان رکسانا از م.مودب پور

رمان خواستگاری یا انتخاب از م.مودب پور

بیوگرافی مرتضی مودب پور

قسمتی از رمان:

اولین روز دانشگاهه!دانشگاه تهران!یه آرزو !»

جلوی در اصلی دانشگاه وایستادم!ترسیدم!جرات نمی کنم برم تو!جلوی در دانشگاه واستادم و به سر در قشنگش نگاه می کنم!

همیشه آرزوی یه همچین روزی رو داشتم!

حالا اون روز شده اما من می ترسم!

یه لحظه چشمامو بستم و به خودم گفتم:

-تو دریا هستی!پر اراده و شجاع!با پشتکار زیاد!آروم اما سخت کوش!وقتی هم که عصبانی

دیگه چیزی جلودارش نیست!پس برو تو!و رفتم تو!

تا از در دانشگاه وارد شدم،چند تا سال آخری جلوی در وایستاده بودن.نمی دونستم باید کجا

برم.رفتم جلوتر و از یکی از اون پسرا پرسیدم :

-ببخشید آقا،من سال اولی م،می شه بفرمایین من کجا باید برم؟

« : تا اینو گفتم،اونم معطل نکرد و گفت

-قربون من!

« ! یه دفعه همشون زدن زیر خنده !مونده بودم چی جوابشو بدم

بغض گلومو گرفته بود.چیزی نمونده بود بزنم زیر گریه ،اما جلو خودم رو گرفتم و محکم

واستادم و بهشون نگاه کردم که یکیشون با خنده گفت که این فقط یه شوخی بوده و همگی

با من راه افتادن و با خنده و شوخی،منو رسوندن جلو دانشکده ام

رمان دریا از ماندانا و م.مودب پور






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی برای موبایل آندروید apk
نام رمان: رمان حریف سرنوشت نمیشی
نویسنده: مونا.س
تعداد صفحات: ۱۹۹
خلاصه ای از داستان رمان:
مینا دختری جوونه كه واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاكی از ازدواج اون با پسركارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نكردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی كنكور گذاشته اما اینجاست كه قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور كه شما فكر می كنین پیش نمی ره . . .

لینک دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی :

 دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی برای موبایل آندروید apk
نام رمان: رمان حریف سرنوشت نمیشی
نویسنده: مونا.س
تعداد صفحات: ۱۹۹
خلاصه ای از داستان رمان:
مینا دختری جوونه كه واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاكی از ازدواج اون با پسركارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نكردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی كنكور گذاشته اما اینجاست كه قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور كه شما فكر می كنین پیش نمی ره . . .

لینک دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی :

 دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)






نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :


رمان به بال سیاهم نگاهی نکن (عاشقانه)
 رمان جدبد , دانلود رمان به بال سیاهم نگاه نکن , دانلود رمان , رمان , رمان برای موبایل ,
خلاصه داستان رمان به بال سیاهم نگاهی نکن :
در مورد دختریه به اسم شاداب که زندگیش همیشه واسش بازیه و هیچ چیزی رو جدی نمی گیره ، زندگی شاداب یه جورایی مبهمه واسش از شغل پدرش گرفته تا آینده ی خودش و از بچگی پیش مادربزرگش بزرگ می شه تا اون می میره و مجبور می شه کنار مادر و پدرش زندگی کنه و به خاطر شغل پدرش واسش محافظ می ذارن که رابطه ی خیلی خوبی باهاش برقرار می کنه و تنها دوستش می شه اما اتفاقی که برای محافظش می افته باعث می شه تا به زندگیش یه جور دیگه ای نگاه کنه و خود واقعیشو پیدا کنه و با بالای سیاهش توی دنیای جدید و واقعیش پرواز کنه ….
دانلود رمان با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر در ادامه مطلب . . .
دانلود رمان با لینک مستقیم:
دانلود با فرمت pdf:
دانلود برای آندروید و آیفون:





نوع مطلب :
برچسب ها : رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان زیبا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان کوتاه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
پورتال گیتاریست




مدیر وبلاگ : امیرحسین جباری
بک لینک و رپورتاژ در اتوریتی بالای 50


مدیر وبلاگ : امیرحسین جباری
لینک دوستان
دانلود مقاله و تحقیق
چت روم
دانلود آهنگ جدید

اخبار پرسپولیس
تبادل لینک
پخش پنیر پیتزا
Online music lessons
Oud lessons
درب ضد سرقت
پایگاه خبری بازخبر
دانلود آهنگ جدید موزیک سال
دکه خبر
منطقه 22 تهران
دستگاه لیزر
لیزر برش و حکاکی فلز
توری مش توری فلز
رویدادهای ایران و جهان
اجاره آپارتمان مبله تهران
لاغری
دانلود فیلم کنکور
تحصیل رایگان برای همه
رژیم لاغری سریع
فیتنس
برنامه بدنسازی
چاقی
چربی سوز
قرص لاغری
ساک دستی تبلیغاتی پارچه ای
دستگاه سنگبری و سرامیک بری
دستگاه سنگبری و سرامیک بری

طراحی قالب وردپرس

دستمال کاغذی
دستمال کاغذی تبلیغاتی
ساخت ایمیل
استخدام فریلنسر
بازار کار آنلاین
کسب درآمد اینترنتی
فریلنسر
تایپ در منزل
ترجمه در منزل
سایت برونسپاری
زبان بدن هیلاری کلینتون
دانلود
دستمال کاغذی تبلیغاتی
تور ارزان از مشهد
تور کیش از مشهد
طراحی سایت مشهد
تور دبی از مشهد
جاذبه های گردشگری-مجله
دستگاه تصفیه آب
دستگاه تصفیه آب خانگی
تصفیه آب خانگی
خرید دستگاه تصفیه آب خانگی
انکد دیکد انلاین تولز
دکوراسیون مغازه
اسکریپت ایرانی
کسب درامد اسکریپت بلگفا
تازه های تکنولوژی

قصر ناز چت ققنوس
چت روم ناز عسل
اصفهان چت دلسوز چت
گروه صنعتی محمودی
دستمال کاغذی تبلیغاتی
دستگاه تصفیه آب
دستگاه تصفیه آب خانگی
متخصص ارتودنسی
برندینگ
جراحی زیبایی بینی

انجام پایان نامه
رژیم لاغری سریع
قرص لاغری
لاغری
بهترین داروی لاغری
بهترین قرص لاغری
کنکور
بلیط چارتر
طراحی بنر حرفه ای
طراحی بنر
طراحی بنر تبلیغاتی
طراحی لوگو
طراحی آرم
طراحی آرم شرکت
طراحی بنر حرفه ای
طراحی بنر
طراحی بنر تبلیغاتی
طراحی لوگو
طراحی آرم
طراحی آرم شرکت
آگهی رایگان
خرید آپارتمان
خرید دوربین مداربسته
هوشمند سازی ساختمان
هوشمند سازی ساختمان
تشک رویا
دانلود آهنگ جدید دانلودستان
دانلود اسکریپت
بانک اطلاعات هتل
چت
اجاره آپارتمان مبله تهران
دابسمش ایرانی
دانلود پایان نامه ارشد
خرید پایان نامه ارشد

دانلود فیلم هندی
دانلود فیلم 2017
قیمت ایزوگام

خرید هاست
بهترین جراح بینی
فروش پایان نامه ارشد
دانلود پایان نامه ارشد
پایان نامه
پایان نامه ارشد حقوق
تجمیل الانف فی ایران

ابزار گرافیک
آموزش فتوشاپ
آموزش گرافیک
مشاوره حقوقی
وکیل
موسسه حقوقی
وکیل یاب
چت روم
چت
فلزیاب طلایاب گنج یاب
سایت ساز
طراحی سایت املاک
ژله وی پی ان ، وی پی ان
وی پی ان رایگان ، وی پی ان
ژله وی پی ان ، خرید وی پی ان
وی پی ان رایگان ، وی پی ان موبایل
دانلود اهنگ
دانلود آهنگ رپ
درب اتوماتیک
آموزش ازدواج و زناشویی
قالب وردپرس
عرقیات
بازی آنلاین
خرید vpn وی پی ان
جی تی ای | سمپ آنلاین
گاد لایف | زندگی مجازی
مرجع چیت و تقلب کانتر
تهران موزیک
پیگیری وام ازدواج
پایان نامه حسابداری
دانلود پایان نامه
مرجع دانلود پایان نامه های ارشد
پایان نامه های ایران داک
مقاله و پایان نامه ارشد
پایان نامه ها
دانلود پایان نامه ارشد
مرجع دانلود پایان نامه های ارشد رشته عمران
دانلود فایل پایان نامه
سایت دانلود پایان نامه
پایان نامه ارشد
پایان نامه مدیریت
پایان نامه کارشناسی
گل و گیاه
سرویس وبلاگدهی وردپرس
درج بک لینک دائمی رایگان
پایان نامه برق
پایان نامه رایگان
بهار فایل
پایان نامه ارشد روانشناسی
ارشد فایل
اصیل فایل
دانلود پایان نامه ارشد
دانلود پایان نامه ارشد همه رشته ها
دانلود نمونه سوال دکتری
پایان نامه ارشد حقوق
پایان نامه
پایان نامه شیمی
پایان نامه عمران
پایان نامه کامپیوتر
پایان نامه اقتصاد
پایان نامه
پایان نامه ارشد صنایع
پایان نامه زبان
پایان نامه ارشد
پایان نامه کشاوری
پایان نامه تاریخ
پایان نامه های ارشد
فروش آنلاین نهال
پایان نامه حقوق
درج آگهی رایگان
مشاوره سئو
متخصص زنان و زایمان
باران چت
ناز چت
چت روم فارسی
بارکد خوان فروشگاهی
دکتر سلام
ققنوس چت
نونوچت/نونوگپ/نونوفان
دانلود رایگان کتاب و جزوات دانشجویی
rhinoplasty iran
پوستر دیواری
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :